تبلیغات
کلوب مجازی ورودی های88 داروسازی تبریز - دستبردی در شعر سهراب
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 بهمن 1388 توسط امین رستم زاده
كفش هایم كو؟
چه كسی بود صدا زد: یابو!
آشنا بود انگار
چه صدای خوفی!
مثل یك عربده بود
مثل كابوس طلبكار
و صاحبخانه
من به اندازه یك برج، دلم می گیرد
وقتی می بینم
كه سیامك- پسر همسایه-
پرشیا می راند
با وجود اینكه
ماست را می ماند!
و هم اینك جیبم
كه به اندازه لیوان سیاست خالی ست
خنده اش می گیرد
می شكوفد درزش!
و بیاریم سمسار
ببرد این همه مبل
ببرد این همه فرش
---
خانه را باید شست
جور دیگر باید زیست
خانه باید خود باد
خانه باید خود باران باشد!
آن زمان است كه تو می بینی
ماه می آید پایین
می رسد دست به سقف ملكوت!
ملك الموت كجاست؟
كفش هایم كو؟
چه كسی بود صدا زد: یابو!


حالا  بعد ار این همه خندیدن برین تو ادامه مطلب اصل شعر و بخونین
كفش هایم كو،كفش هایم كو،

چه كسی بود صدا زد: سهراب؟


آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ‌.
مادرم در خواب است‌.
و منوچهر و پروانه‌، و شاید همه مردم شهر.
شب خرداد به آرامی یك مرثیه از روی سر ثانیه ها می گذرد
و نسیمی خنك از حاشیه سبز پتو خواب مرا می روبد.
بوی هجرت می آید:
بالش من پر آواز پر چلچله هاست‌.

صبح خواهد شد
و به این كاسه آب
آسمان هجرت خواهد كرد.

باید امشب بروم‌.

من كه از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت كردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم‌.
هیچ چشمی‌، عاشقانه به زمین خیره نبود.
كسی از دیدن یك باغچه مجذوب نشد.
هیچ كسی زاغچه یی را سر یك مزرعه جدی نگرفت‌.


من به اندازه یك ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری
- دختر بالغ همسایه -
پای كمیاب ترین نارون روی زمین
فقه می خواند.

چیزهایی هم هست‌، لحظه هایی پر اوج
(مثلاً شاعره یی را دیدم
آن چنان محو تماشای فضا بود كه در چشمانش
آسمان تخم گذاشت‌.
و شبی از شب ها
مردی از من پرسید
تا طلوع انگور، چند ساعت راه است؟)
باید امشب بروم‌.

باید امشب چمدانی را
كه به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد، بردارم
و به سمتی بروم


كه درختان حماسی پیداست‌،
رو به آن وسعت بی واوه كه همواره مرا می خواند.
یك نفر باز صدا زد: سهراب
كفش هایم كو؟ كفش هایم كو؟
**تقدیم به آنانکه سهراب را می ستایند**



طبقه بندی: طنز و شوخی!!،  هنر nام، 
بدون شرح

سلام هم کلاسی عزیز
اینجا خونه منه,خونه تو
خونه همه مون
با آجری از جنس دلمون
می سازیمش,
تا یادگاری باشه از تک تک
لحظات تلخ یا شیرین
با هم بودنمون
پس
عاشقانه نگاهش کن
.
.
.
wWw.Daru88.Tk
موضوعات
آخرین نوشته ها
آرشیو مطالب
اینا هم وبلاگ دارن
دوستامون
اینم آمارمون
داروسازان امروز : نفر
داروسازان دیروز : نفر
كل داروسازامون : نفر
داروسازان این ماه : نفر
داروسازان ماه قبل : نفر
تعداد کاتبین : نفر
كل نوشته هامون : تا
آخرین بیکار :
آخرین نوشتمون :

قالب وبلاگ