تبلیغات
کلوب مجازی ورودی های88 داروسازی تبریز - شکلات
نوشته شده در تاریخ جمعه 28 اسفند 1388 توسط دخترای خوابگاه

با یه شکلات شروع شد, من یه شکلات گذاشتم تو دستش, اونم یه شکلات گذاش تو دست من

من بچه بودم ,اونم بچه بود, سرمو بالا کردم ,سرشو بالا کرد, دید که منو میشناسه

خندیدم...

گفت دوستیم؟  گفتم دوست دوست

گفت تا کجا؟ گفتم دوستی که تا نداره

گفت تا مرگ؟ خندیدم و گفتم: من که گفتم تا نداره

گفت باشه, تا پس از مرگ

گفتم نه نه نه نه...!   تا نداره!


گفت قبول , تا اونجا که همه دوباره زنده میشن, یعنی زندگی پس از مرگ, بازم با هم دوستیم؟  تا بهشت تا جهنم؟

تا هرجا که باشه من و تو با هم دوستیم؟

خندیدم گفتم: تو براش تا هرجا دلت می خواد یه تا بذار, اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا

اما من اصلا براش تا نمیذارم

نگام کرد نگاش کردم ,باور نمی کرد

میدونستم اون می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه ,دوستی بدون تا رو نمی فهمید

گفت بیا بره دوستیمون یه نشونه بذاریم

گفتم باشه تو بذار

گفت شکلات

هر بار که همدیگه رو می بینیم ,یه شکلات مال تو یکی مال من ,باشه؟

گفتم باشه

هر بار یه شکلات میذاشتم تو دستش ,اونم یه شکلات تو دست من

باز همدیگه رو نگا می کردیم یعنی که دوستیم ,دوست دوست...

من تندی شکلاتم و باز می کردم, میذاشتم تو دهنم, می گفت شکمو!

تو دوست شکموی منی!

و شکلاتشو میذاش تو یه صندوقچه ی کوچولوی قشنگ

می گفتم بخورش می گفت تموم میشه! می خوام تموم نشه  برای همیشه بمونه

صندوقش پر از شکلات شده بود,هیچ کدومشو نمی خورد,من همشو خورده بودم

گفتم اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن یا کرما اون وقت چیکار می کنی؟

گفت مواظبشون هستم

می گفت می خوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم

و من شکلاتمو میذاشتم توی دهنم و می گفتم  نه نه نه!  تا نه!  دوستی که تا نداره

یک سال  دو سال   چهار سال  هفت سال  ده سال  بیست سال شده

اون بزرگ شده منم بزرگ شدم

من همه ی شکلاتامو خوردم اون همه ی شکلاتاشو نگه داشته

اون اومده امشب تا خداحافظی کنه می خواد بره, بره اون دور دورا میگه میرم اما زود برمیگردم

من که میدونم میره و برنمی گرده,یادش رفت شکلات به من بده,من که یادم نرفته

 یه شکلات گذاشتم کف دستش ,گفتم این برای خوردنه یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش ,اینم اخرین شکلات برای صندوق کوچیکت

یادش رفته بود که صندوقی داره بره شکلاتاش

هر دوتارو خورد

خندیدم...

 میدونستم دوستی من تا نداره!

میدونستم دوستی اون تا داره!

مثل همیشه ...

خوب شد همه ی شکلاتامو خوردم

اما اون هیچ کدومشو نخورده

حالا با یه صندوق پر از شکلاتای نخورده چیکار می کنه؟!




طبقه بندی: هنر nام، 
بدون شرح

سلام هم کلاسی عزیز
اینجا خونه منه,خونه تو
خونه همه مون
با آجری از جنس دلمون
می سازیمش,
تا یادگاری باشه از تک تک
لحظات تلخ یا شیرین
با هم بودنمون
پس
عاشقانه نگاهش کن
.
.
.
wWw.Daru88.Tk
موضوعات
آخرین نوشته ها
آرشیو مطالب
اینا هم وبلاگ دارن
دوستامون
اینم آمارمون
داروسازان امروز : نفر
داروسازان دیروز : نفر
كل داروسازامون : نفر
داروسازان این ماه : نفر
داروسازان ماه قبل : نفر
تعداد کاتبین : نفر
كل نوشته هامون : تا
آخرین بیکار :
آخرین نوشتمون :

قالب وبلاگ